تبليغاتX
عروج ناتمام
توهم توطئه بیماری صد ساله ما ایرانیان است . از زمانی که سیاسیایمان و حتی درباریان هرکدام  به یک سفارتخانه وابسته بودند تخم بد بینی در دلهای ایرانیان کاشته شد از آن به بعد حتی خیرخواهانی که به امید امکان اصلاحاتی هر چند ناچیز رنج رویارویی با بانیان استبداد و استعمار را به جان می خریدند به اتهام وابسته بودن از سوی همین مردم نواخته میشدند . در تاریخ  اتهامهایی که رقبای دکتر مصدق به آن یگانه وارد می کردند ثبت است توده ایها او را آمریکایی میخواندند و درباریان طرفدار  شوروی.

این بیماری در میان ما از بین نرفته است. بسیاری از اصلاح طلبان در دوران اصلاحات و پس از ّان همدیگر را به عامل و مشکوک بودن متهم کردند در این میان کسانی که بیشتر خطر کردند و حرفهایی که دیگران هم در سینه داشتند به زبان آوردند بیشتر تهمت شنیدند. بسیار شنیدیم که عبداله نوری را عامل نظام که در آب نمک خوابیده شده تا در صورت لزوم مورد استفاده قرار گیرد خواندند و حتی گنجی پس از اینهمه مشقت وقتی از ایران خارج به جای تقدیر متهم شد که عامل و جاسوس نظاه است و باید در مورد  زمانی که در سپاه بوده است توضیح دهد .

روزنامه شرق مشکوک خوانده می شد چون دیر توقیف شد کسی در مورد تمام خود سانسوریهایی که این روزنامه انجام می داد تا چند روزی بیشتر در این فضای زمستانی بماند حرفی نمی زد.

بهتره حالا که دیگه روزنه های تنفس روز به روز بیشتر بسته می شود کمی تامل کنیم  و به این خود زنیها پایان دهیم مشکوک خواندن همین یکی دوتا خبرگزاری اصلاح طلبی که مانده است فقط آب به آسیای رقیب ریختن است اگر کسانی در مورد ایلنا همان حرفهایی را می زنند که در شبنامه هایی که در نماز جمعه تهران منتشر شده در مورد خبرگزاری هایی که دولت را نقد می کنن نوشته شده و همان خط و نشان ها را می کشند دوستان که نباید فریت بخورند و همان حرفها را تکرار کنند .

اگر هر کدام از خبر گزاریهای اصلاح طلب بسته شود دیگری هم تحمل نمی شود و دیر یا زود به همان سرنوشت دچار می شود.

نوشته شده توسط پرستو سرمدی در یکشنبه سی ام مهر 1385 |

هاشمی رفسنجانی بعد از گذشت ۱۷ سال از پایان جنگ، نامه آيت‌الله خمینی برای پایان بخشیدن به جنگ را منتشر کرد. تحلیل‌های زیادی در مورد دلایل این کار هاشمی وجود دارد که بنا ندارم به آنها بپردازم، فقط این را می‌گویم که هاشمی هیچ زمانی به اندازه امروز رويارویی با نظامیان را ضروری ندیده و هیچ وقت تا این اندازه زخم خورده نبوده . 

آنچه می‌خواهم مورد توجه قرار دهم متن این نامه است. بعد از ۱۷ سال که همیشه ایران پیروز جنگ معرفی شده  و سعی شده به خانواده‌های شهدا قبولانده شود خون فرزندانشون بیهوده ریخته نشده، حالا یک دفعه فاش می‌شود كه آيت‌الله خمینی در چه شرایط سختی مجبور شده قطعنامه را بپذیرد، شرایطی که تا سالها  حتی امکان  پیروزی در یک عملیات وجود نداشته. جام زهر نوشيده شد چون دیگه تسلیحات نظامی نداشتیم و کشور از نظر اقتصادی نمی‌توانست به جنگ ادامه دهد؛ مسخرست ولی واقیعت داره، دلیل تمام شدن جنگ این نبود که از قربانی شدن  بهترين فرزندان ايران جلوگیری شود جواناني كه امروز بايد با چراغ گرد شهر بگرديم تا شايد شبيه‌اشان را بيابيم. چقدر دردناك است آن  قسمت از این نامه كه آيت الله  گفته خداوندا، ما فرزندان اسلام و انقلابمان را براي رضاي تو قرباني كرديم.چقدر راحت از خدا خرج ميكنند بي آنكه بخواهند به اين مردم توضيح دهند چرا بايد 8سال جنگ با همه فجايع آن را تحمل مي كردند و فرزندانشان را به پاي آن قرباني كنند  چرا نسل هاي بعد مجبورند تبعات جنگ را بپذيرند ،چرا ... ؟

دیشب با یکی از کسانی که در جنگ حضور داشته و موافق ادامه جنگ هم بوده صحبت می‌کردم می‌گفت با بررسی دلایل طولانی شدن جنگ موافقم اما با افشای جزییات آن موافق نیستم  چون اگر مردم بفهمند فرزندانشان چه آسان و با چه وضعی پرپر شده‌اند، دچار مشکلات روحی زیادی می شوند .

 جنگ ادامه پیدا کرد و طولانی شد چون نظامیان حاضر نبودند موقعیت ممتازی را که بخاطر جنگ بدست آورده بودند از دست بدهند و آيت الله خمینی هم توجیهات نظامیان برای ادامه جنگ را می پذیرفت. به هرحال نظامیان ديگر برای اینکه مملکت را قبضه کنند نیاز به توجیه کسی ندارند.  

نه بخاطر آفتاب
نه بخاطر حماسه
به خاطر سایه بام کوچکش
به خاطر ترانه ای کوچک تر از دست های تو
نه بخاطر دریا
به خاطر یک برگ
به خاطر یک قطره
روشن تر از چشمهای تو
نه بخاطر دیوارها
بخاطر یک چپر
نه بخاطر همه انسانها
بخاطر نوزاد دشمنش شاید
نه بخاطر دنیا
به خاطر خانه تو
به خاطر یقین کوچکت
که انسان دنیائیست

بخاطر آرزوی یک لحظه من که پیش تو باشم
بخاطر دستهای کوچکت در دستهای بزرگ من
و لبهای بزرگ من بر گونه های بی گناه تو
بخاطر پرستويی در باد، هنگامی که تو هلهله میکنی
بخاطر شبنمی بر برگ
هنگامی که تو خفته ای
بخاطر یک لبخند
هنگامی که مرا در کنار خود ببینی
بخاطر یک سرود
بخاطر یک قصه در سردترین شبها،
تاریک ترین شبها
بخاطر عروسک های تو
نه بخاطر انسان های بزرگ
بخاطر سنگ فرشی که مرا به تو می رساند
نه بخاطر شاهراه های دوردست
بخاطر ناودان، هنگامی که می بارد
بخاطر کندوها و زنبورهای کوچک
بخاطر جار بلند ابر در آسمان بزرگ
بخاطر تو
بخاطر هر چیز کوچک و هر چیز پاک به خاک افتادند

به یاد آر
عموهایت را می گویم،
از مرتضی سخن می گویم

نوشته شده توسط پرستو سرمدی در یکشنبه نهم مهر 1385 |
 موسوی خوئینی : تحت فشار هستم تا برای مقامات عالی رتبه حکومت توبه نامه بنویسم ؛به همه اعلام کنید که من را شکنجه می کنند

موسوی خوئینی خبر داد که ماموران امنیتی وبازجوها وی را تحت فشار قرار داده اند تا خطاب به مقامات عالی رتبه کشورتوبه  نامه نوشته واز اقدامات گذشته اش اظهار پشیمانی کند.

مهندس موسوی  خوئینی دبیر کل  سازمان دانش آموختگان ایران با پیگیری های همسرش در مراسم چهلمين روز درگذشت  پدرش حاضر شد،اما به رغم هماهنگی های به عمل آمده برای حضور ایشان در مراسم علاوه بر اینکه وی با یک ساعت تاخیر به مراسم رسید ماموران امنیتی مانع ملاقات وی با همسرش شدند لذا مهندس موسوی خوئینی با ابراز گله از وضعيت موجود در مقابل مسجد با اعتراض نسبت به صد روز زندان غیر قانونی و عدم اجازه ملاقات با خانواده اش فرياد  زد: « به همه اعلام کنید که من تحت فشارم و هر روز در حدود پنج بار بازجویی می شوم ». 

 وی که آثار کبودی بر گردن و شکستی در سرش قابل مشاهده بود با بیان این که تحت فشار انواع شکنجه های روحی وجسمی است اظهار داشت: من شبها با دستبند و پابند می خوابم و تمام امکانات از من گرفته شده است .موسوی خوئینی هم چنین خبر داد که ماموران امنیتی وبازجوها وی را تحت فشار قرار داده اند تا خطاب به مقامات عالی رتبه کشور توبه‌نامه نوشته واز اقدامات گذشته اش اظهار پشیمانی کند.دبیر کل سازمان دانش آموختگان در حالی که خطاب به خبرنگاران رسانه های خبری فریاد می زد خواستار انعکاس این خبر به گوش آزادی خواهان شد تا مانع  سناریو سازی حکومت  شوند. 

پس از این اتفاق ماموران امنیتی همراه موسوي خوييني او را به زور داخل اتومبيل کرده وبه همراه همسر و فرزندان وي به سمت منزل پدر موسوی رفتند.

این در حالی است که موسوی خوئینی در ساعت 7:30 دقیقه شب و بدون  همراهی خانواده  و تحت الحفظ راهی اوین شد.

نوشته شده توسط پرستو سرمدی در شنبه یکم مهر 1385 |